شادی ،سرگرمی ،دانلود بازی و نرم افزار،فن آوری ، کامپیوتر،از همه جا
آموزش همراه با تفریحات سالم
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
درباره وبلاگ


این وبلاگ تفریحی ،سرگرمی، آموزشی همراه با دانلود نرم افزار و بازی ، فال روز ،آخرین فن آوریها خبر های جالب ،مطالب آموزشی رایانه و مقاله می باشد که امید است برای شما عزیزان مفید واقع شود.

مدیر وبلاگ : م م
مطالب اخیر
نویسندگان
نظرسنجی
کیفیت و مطالب موجود را چگونه ارزیابی می کنید






حکایت مثنوی معنوی


 گله‌ای از فیل ها گاه گاه بر سر چشمة زلالی جمع می‌شدند و آنجا می‌خوابیدند. حیوانات دیگر از ترس فرار می‌كردند و مدتها تشنه می‌ماندند. روزی خرگوش زیركی چاره اندیشی كرد و حیله‌ا‌ی بكار بست. برخاست و پیش فیلها رفت.

 

فریاد كشید كه : ای شاه فیلان ! من فرستاده و پیامبر ماه تابانم. ماه به شما پیغام داد كه این چشمه مال من است و شما حق ندارید بر سر چشمه جمع شوید. اگر از این ببعد كنار چشمه جمع شوید شما را به مجازات سختی گرفتار خواهم كرد. نشان راستی گفتارم این است كه اگر خرطوم خود را در آب چشمه بزنید ماه آشفته خواهد شد. و بدانید كه این نشانه درست در شب چهاردهم ماه پدیدار خواهد شد.


پادشاه فیلان در شب چهاردهم ماه با گروه زیادی از فیلان بر سر چشمه حاضر شدند تا ببینند حرف خرگوش درست است یا نه؟ همین كه پادشاه خرطوم خود را به آب زد تصویر ماه در آب به لرزش در آمد و آشفته شد. شاه پیلان فهمید كه حرفهای خرگوش درست است. از ترس پا پس كشید و بقیة فیلها به دنبال او از چشمه دور شدند.

 





نوع مطلب : داستانهای خواندنی، 
برچسب ها : داستان های مثنوی، حکایت آموزنده ی فیل از مجموعه داستان های مثنوی،
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 17 مرداد 1396
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی